دل خوشی ندارم از روزهای زوج
و از فردها بیزارم
جمعه را نمی دانم !
هفته ها می چرخند و مانده ام چگونه بگویم
از (( عشق ))
با تو
وقتی که (( نامبرده )) را
حرامزاده ای می دانند
که نطفه اش به اشتباه بسته می شود .
تنهایی به سرم زده
و مدتی است آنقدر عقده ای شده ام
که به راننده های تاکسی می گویم :
(( آقا ! لطفا مرا دو نفر حساب کنید ... ))
تو هم اگر یک روز فرد اعلای زمستانی
در کنار درخت های نیمه عریان دور شهر
بر نیمکتی دو نفره - تنها -
شعر بگویی
از روزهای زوج بیزار می شوی ...
و یک مثلا داستان مثلا کوتاه که دوستان داستان سرا بر من ببخشایند :
(( اشک آدم ... گیسوی حوا ... ))
سالگرد ازدواج آدم و حوا بود و البته روز تولدشان . آدم می خواست
نامه ای عاشقانه برای حوا بنویسد . ولی جوهر نداشت . خدا هنوز جوهر
را نیافریده بود . آدم از غصه گریه کرد ... گریه کرد ... گریه کرد ...
آنقدر گریه کرد که یک دریا از اشک هایش درست شد . قلم پر را در دست
گرفت . می خواست با اشک هایش بنویسد ولی هر چه قلم پر را در دریای
اشکهایش می غلتاند و بر روی کاغذ می کشید چیزی نوشته نمی شد . حوا
که آن حوالی بود گیسوانش را در آب دریا فرو برد و دریای سیاه آفریده
شد ! و از آن روز به بعد آدم برای حوا با جوهری که در لیقه ی سیاه بود
نامه های عاشقانه می نوشت ... نه فقط سالگرد ازدواجشان - که البته روز
تولدشان هم بود - بلکه همه ی روز ها ...
جوهر (( کشف )) شده بود ...
پی نگار یک :
قلبم به انقلابی نرم فکر می کند
و سرم به یک دیکتاتوری نرم !
دست و پایم خود مختار شده اند و استقلال طلب
در آستانه ی آشوبی درونی ام ...
پی نگار دو :
بعضی فیلم ها به طور شکنجه آوری زیبا هستند مثل :
چند کیلو خرما برای مراسم تدفین ...
پی نگار سه :
انیمشین (( بره های ناقلا )) بدجور ما را به کودکی می برد ! طوری که
بعضی وقت ها همانجا ، جا می مانیم !
پی نگار چهار :
امسال سال بسیار خوبی بود !
ولی نمی دانم چرا از پایانش واهمه دارم ...
پی نگار پنج :
در ایران تقریبا ناشناخته است ولی کمتر دیده ام در خصوص فلسفه هنر و
عشق ، نویسنده ای به زیبایی (( کریستین بوین )) نوشته باشد .
پی نگار شش :
انگار تمام سقراط را خلاصه کرده اند در این نقاشی شگفت انگیز :

پی نگار هفت :
اسدالله خان تولدت مبارک ...!
هفتم بهمن ، تولد بیست و چهار سالگی دوست مهربانم آقای اسدالله فقیهی
از مینیاتوریست های خوب و دوست داشتنی است که از همین تریبون
تبریک عرض می نمایم !
پی نگار هشت :
پارسی بلاگ به چه درد می خوره وقتی خانم طوسی بعد یک عُمر بیاند
وبلاگم و نتونند کامنت بذارند !؟
پی نگار نه :
در این دو سال حدودا صد عکس گرفته ام از خواب آدم ها ! این عکس
را بیشتر از همه دوست دارم :
(( کوچک خاندان )) صادقی ! محمد حسین لذیذ و شومبوسگومبولی :

پی نگار ده :
دوست داشتم پی نگارها دو رقمی شوند !! که شدند ...
... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ... ...
پس نگار یک :
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم (( جدا شیم )) ، تو بگی که (( نمی تونم ))
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری
دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری ...
آخرین ترانه سیاوش قمیشی به نام (( الکی )) که پیشنهاد
می کنم دانلود کنید ...
پس نگار دو :
خیلی نوشتم و پاک کردم ... این پس نگار خیلی چیزها
می توانست باشد ...
پس نگار سه :
غم عشق اگر بکوشم که ز دوستان بپوشم
سخنان سوزناکم بدهد بر آن گواهی
خوش به حال سعدی ...!
................................................................................
ته نگار یک :
همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت
محرمی نیست که آرد خبری سوی توام
ته نگار دو :
دون دون بارون
بارون دون دون ...
خوش به حال عمو پورنگ و امیر محمد !!
ته نگار سه :
دلتنگم ...
دل تنگ ...


