
یک :
کور کور ...
از این کور تر می خواهم
گره ی دستهایمان را ...
آنقدر کور
که گمان کنند
دوقلوهای به هم چسبیده ای هستیم
با انگشت هایی مشترک .
تا دیگر
هیچ کس نتواند بگوید :
(( مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ! ))
دو :
از زمستان
شیشه های بخار گرفته ای را دوست دارم
که با انگشت شرم
بر پیکرشان
با زبانی غریب می نویسی :
Ti Amo !!
از زمستان
سرما را دوست دارم
وقتی بخاری دلسوخته
حریم فاصله مان را محدود می کند
آنقدر که جز آغوش من
جایی خالی برایت باقی نمی ماند .
از زمستان
سرماخوردگی را دوست دارم
وقتی با بوسه ای
ویروس ها را قسمت می کنیم .
از زمستان فقط...
فقط ... برف را دوست ندارم
آنگاه که دلگیر می شوی و می گویی :
(( نکند امروز گنجشک ها گرسنه بمانند ))
پی نگار یک :
اگر عذاب کشیدن موجب بخشش گناهان شود
تا چهارشنبه که برگردی
معصوم خواهم شد ...
پی نگار دو :
معمولا در ماموریت ها و طی مسیر بیشتر کتاب یا پرونده
می خوانم و کمتر با راننده ها همصحبت می شوم . به جز یکی
از آنها :
وسط راه دو تا نون تافتون خرید و گفت بفرما !
گفتم نون خالی !؟
گفت نون (( خالی )) نیست !
یه کم خوردم . گفت :
چند ماه پیش یه نفر گندم کاشت . بعد باد اومد . ابر شد . بارون اومد .
آفتاب شد . گندم رشد کرد . یه نفر درو کرد . یه نفر توی سیلو گذاشت .
یه نفر آسیا کرد . آرد شد . یه نفر آورد نونوایی . خمیر شد .یه نفر پخت ...
تا رسید به ما ...! ببین چه لذتی داره خوردن این نون !!
تا حالا از خوردن نون خالی انقدر لذت نبرده بودم !!
پی نگار سه :
دو کاریکاتور :
پی نگار چهار :
چقدر (( خدایا شکرت )) بدهکارم به خدا ...
... و عکس هایی که دوست دارم :
