• وبلاگ : مثلا كه چي !؟
  • يادداشت : ... طاقت بار فراق اين همه ايامم نيست
  • نظرات : 3 خصوصي ، 25 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     
    + يك زن 

    گاهي آبي مي پوشم

    كه فكر كني

    دريا كنار توست.....

    + گنجشكهاي پاييز 

    سلام.

    عکستون خيلي جالبه.واقعا اين شمايين؟؟؟

    شعر تون هم خوب بود.ولي ولي داره.الان وقت ندارم بنويسم وليش و..

    پاسخ

    واقعا اين منم ...! ... اگر وليش مربوط به سطر (( زن ها عاشق نمي شوند )) باشه من همينجا رسما از اين سطري كه نوشتم اعلام انزجار و برائت مي كنم !

    سلام داداش مهدي

    چقدر بز رگ شدي

    سلام

    1.چه عكس قشنگي ! (منو برد به عهد ناصرالدين شاه )

    2.چه شعر قشنگي !

    3. روز سعدي مبارك (هيچ كس اين روز رو تبريك نميگه !؟...)

    4. مثل هميشه بايد بيام و ياد بگيرم از شما...

    پاسخ

    ناصرالدين شاه !؟؟ گفتم بيست سال نه دويست سال !!
    نمي دونم ولي شايد اگر اون دوستتون قسمتي از زندگي منو مي شنيد به معجزه ايمان مياورد!«تولد هرنوزاد سالم معجزه ايست که عادي شده»
    خوشم اومد از نوشته تون ولي از شعرتون...نه!
    از تيکه آخرش البته! زنها عاشق نمي شن چون مردي نيست که عاشق باشد! مردها تب داغند که فقط زود عرق مي کند!


    اين عكس بيس سال پيش شماس؟

    من فك كردم مرضيه س!!

    پاسخ

    کلا مرضيه خيلي شبيه منه !

    نميكشم همه ي اين پستو بخونم...

    ميرم بعدا ميام...

    شعري كه از تو سينه ي مرده صداي خورده شيسه مياد واقعا محشر بود.از وقتي كه توي انجمن خوندينش هنوز تو فكرشم....گفتين شعرتون بلنده ها...ولي من اصلا بلند بودنشو حس نكردم...دستون درد نكنه. وولك خدا رو كولت نياد...
    پاسخ

    بلند بود ! ولي در تگرگ نصف اين شعر را خواندم !
    + كانون شعر دانشگاه علوم پزشكي 

    غزل غزل تو نشستي درون اين دفتر

    پنجمين نشست شعري را در دانشگاه علوم پزشکي قم ترتيب داده ايم. هنوز آغاز راهيم اما صميمانه از همه ي دوستاني که ما را قابل مي دانند دعوت ميکنيم تا در کنار ما ، باعث دلگرمي مان شوند.

    شب شعر الفباي احساس با اجراي آقاي علي خالقي و با حضورآقاي مهدي فرجي برگزار خواهد شد.

    مکان:خيابان ساحلي ، دانشگاه علوم پزشکي قم، سالن شهيد مفتح

    زمان: دوشنبه 6/ارديبهشت/89 ساعت 16

    + زهرا هاشمي 

    يك بيمار مردني كه ديگه احتمالن داره نفس هاي آخرشو مي كشه...يه دفعه شروع مي كنه به يك تنفس عادي و بي درد ...

    چطور مي تونه اين معجزه باشه اما تنفس عادي و بي درد من معجزه نباشه؟!

    خيلي سخت نيست فهميدن اينكه زندگي واقعا يه معجزه است

    ...

    و سعدي كه ...

    در مي چكد ز منطق سعدي به جاي شعر...بيشتر از هميشه دوستش دارم.

    اما در مورد شعرتون...زيبا بود

    و در اين هيچ شكي نيست كه هميشه بايد مردي باشد كه عاشق است

    به قول آنا آخماتووا :

    شاعر شعر عاشقانه

    بايد مرد باشد

    وگرنه همه چيز وارونه خواهد شد

    تا به جدايي برسد

     <      1   2