• وبلاگ : مثلا كه چي !؟
  • يادداشت : (( زن ، خنجر ، دادگاه ))
  • نظرات : 2 خصوصي ، 29 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2      
     
    داداشي من آپم


    عکس ششم؛ يادداشت خداحافظي

    1-باور نمي كنم پست جديد گذاشتي!!!!!

    2- شعرت رو چقد كوتاه كردي به كوتاه بودنش اعتقاد داشتم اما نه تا اين حد.ولي خيلي قشنگ شده احساس مي كنم با اين كوتاهي تاثيرش چند برابر شده.

    3- عكسات فوق العاده بود .ولي جدا شير مرد يا فقط براي تحريك احساساته ؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    1 : ماهي يه بار پست جديد ميذارم ! 2 : !!!! 3 : انشالله که نمرده و شايد بشه با شوک
    الکتريکي برش گردوند !!
    سلام
    ممنون مهدي جان
    مبارك است
    بابا حكايت آدرس وبلاگاي تو شده شماره هاي همراه برخي دوستان
    كه مدام بروز مي شه
    از مزاح كه بگذريم
    دوستت دارم
    پاسخ

    در عوض مدتيه مي خوام شماره همراهمو عوض کنم دلم نمياد!!!
    سلام...
    اين عکس ها خيلي تکان دهنده بود .
    يعني واقعا مرد ؟
    پاسخ

    واقعا مرد !
    + مهرانه جندقي 

    سلام

    عكسها خيلي جالب بود.

    تو شعر يك با جمله ي تو را خواهم شناخت از روي روسري ات از لحاظ ساختار موافق نيستم.چه نيازي هست كه اينقدر پيچيده بشه.تو را از روسري ات خواهم شناخت .به نظرم (روي)بي جهت اومده و حتي به كار لطمه زده.كاش حذف ميشد!

    ممنون

    پاسخ

    ممنون
    سلام آقا مهدي عزيز
    با اين که طبيعتا باورهامون کمي با هم متفاوته اما اينکه هنرتونو وقف باورهاتون کرديد غبطه برانگيزه
    کاش من هم ...
    پاسخ

    آقاي بياتاني ما پيش شما درس پس مي ديم
    + يك زن 
    عالي بود...20!
    پاسخ

    (( تو خودت نمره ي بيستي !! ))

    سلام

    اول يه توضيح ميخواستم كه چرا اينقد رفتين پايين كه ما مجبور بشيم اين ماس ماسك موسو هي بچرخونيم بچرخونيم تا بالاخره برسيم به پست جديدتون؟

    حالا دوم

    وقتي شعراي جهانو ميخونم

    بعضيا رو هرچي ميخونم به اصل مطلب نمي‏رسم

    ولي تك تك عبارتا برام جالبه

    ميگم خب ذهنيتي از شاعرش از فرهنگش از دغدغه‏هاش و ... ندارم

    الان داشتم فكر ميكردم كه اين اشعارو ميخونم فوري اصل مطلب برام تداعي ميشه ولي شايد كسي كه از اصل مطلب بي‏خبر باشه مثل يه شعر خارجي گيج بشه.

    البته هدف شما هم شايد همين گيجي باشه كه مخاطب در پي‏اش بره برطرفش كنه و ببينه جريان چي بوده

    اينكه ميره يا نه رو ديگه نميدونم

    من كه در مورد اون اشعاري كه گيجم كرد كه تا حالا نرفتم

    البته قبل از پاسخ شما بگم كه ميدونم تنبلي از خودمه

    زياد نطق كردم

    به اميد اينكه عكساتون باز بشه

    ولي هنوز توفيق نشده

    فعلا...

    ا
    پاسخ

    هدف - لا اقل - من به هيچ وجه گيج کردن کسي نيست ! خودمم انقدر گيج هستم که نتونم کسي را گيج کنم !! ممنون از نطق مفيدتون
    + آينه 

    فعلا من دارم توي حس اين زايمان درد مي كشم...

    نظر باشه براي بعد...

    سلام
    دو تا شاعرانگي در دو فسمت مجزاست شعر 1. شعر اصلا دوست ندارد انگار روابط را منسجم بيان کند... چه به لحاظ ارگانيک چه مکانيک ... خوب شعر با ارجاع بيروني اي که داره مي تونه آدمو يه کم راضي کنه اما اگه ما ازاون خبر و اتفاق آگاه نباشيم به نظرم فقط مب تونم با تکه ي اول شعر صرفا لذت ببريم...
    در مورد کار 2. شعر کاملا اومده تا حرف بزنه و تقريبا بدون تخيل و تصوير و غيره به کار خود خاتمه مي ده... خيلي خوبه که جسورانه مي نويسي ولي روي اين کار کن حيفه نه؟!
    يه پيشنهاد به جاي عادت کرده است هم بگذار عادت دارد...
    تمام اين حرفا نصفه شبي جسارتا عرض شد يه کمم البته ذهنم خوابه... خرده نگير...
    از ديدن وبلاگ عليرضا هم که بسي مشعوف شدم...
    خدا استاد ژرفا و امثال ايشان را براي همه ي ما حفظ کنه ( چشم بدخواهش کور...)
    پي نگار سه: بغض


    پاسخ

    ممنون
    استفاده کردم

    سلام زني خنجرش را دردادگاه به زمين انداخت

    .كلبه كوچك من حضورشما را ارج مينهد وازنظرات خوب شما استقبال ميكند

    يک و دو عالي بود
    فقط
    ضمير ِ تو در "تو را خواهم شناخت" توي ذوق نزده؟
    درمورد بيت آقاي ژرفا، کاملش رو نداريد؟

    پاسخ

    لبريزم از نياز ولي ناز مي کنم
    مشقي به خط خواجه ي شيراز مي کنم ...
    ...........................
    در مورد ضمير تو نظرتون قابل احترامه
     <      1   2