سلام
خيلي وقت بود كه وبلاگ تان را نديده بودم. انگار دلم مي خواست انجمن و تمام بچه هاي آنجا را فراموش كنم.... توي خانه اولين نفر پدرم بود كه هميشه از انجمن و كلاسها و بچه هاي كلاس برايش مي گفتم.... حالا كه نيست انگار انجمن آمدن هم بي فايده است....
توي خانه نيست كه شعرهايم را برايش بخوانم .... انگار وقتي نيست حتي شعر هم نبايد گفت....
شعرهاتون خيلي قشنگ بود. لذت بردم بعد از اينهمه وقت.... موفق باشيد.